غريغوريوس الملطي ( ابن العبري ) ( مترجم : عبد المحمد آيتى )

114

مختصر تاريخ الدول ( تاريخ مختصر الدول ) ( فارسى )

ستارگان در روز آشكار شدند . يك سال پس از اين ايرانيان به آمِد حمله بردند و پس از محاصره آن را ويران كردند . چون لئون بيمار شد با اونطيوس پسر دخترش بيعت كرد . او به هنگام بيعت شش سال داشت . لاونتيوس قيصر يك سال پادشاهى كرد و اين بدان سبب بود كه خردسال بود و مادرش فريبش داد و گفت : چون زنون پدرت به خدمت حاضر شد بايد كه او را اكرام كنى و كنار خود بر تخت نشانى و تاج خود را بر سر او نهى . چون كودك به سخن مادر چنان كرد زنون همواره با او بر تخت مىنشست . پس از چند روز كودك بيمار شد و بمرد . مردم به پدر و مادرش شك كردند و گفتند كه آن دو ، فرزند خود را كشته‌اند تا خود بر كشور او حكومت كنند . زنون « 383 » قيصر او پانزده سال حكومت كرد . « 384 » در اواخر عمرش سامريان در نابلس عصيان كردند و براى خود پادشاهى برگزيدند . اين پادشاه خلق كثيرى از مسيحيان را به قتل رسانيد . زنون سپاه بر سر او كشيد و آن مرد عصيانگر را بكشت ، سپس بيمار شد و در سن شصت و يك سالگى بدرود حيات گفت . آناستاسيوس « 385 » قيصر او بيست و هفت سال پادشاهى كرد . « 386 » در آغاز پادشاهى خود بسيارى از كودكان مكتبى را بكشت ، زيرا اين كودكان او را مسخره كرده بودند . در سال سوم سلطنتش براى او شهر دارا را كه بالاى نصيبين است بنا كردند . آناستاسيوس قيصر اراده كرد كه عبارت « تو به خاطر ما بر دار شدى » را از نماز حذف كند . مردم قسطنطنيه به هيجان آمدند و سنگ برگرفتند تا او را سنگباران كنند . قيصر از آنها بيمناك شد و تاج از سر برداشت و گفت : همان مىخواهم كه شما مىخواهيد . پس مردم دست از او بداشتند .